السيد الطباطبائي
468
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
آنان كه به ازلى بودن قرآن معتقد بودند ، كلمه مُحدَث را در اين دو آيه به « جديد / تازه » معنى مى كردند ؛ يعنى هر وقت سوره جديدى نازل مىشود اين گونه برخورد مى كنند . و توجه نداشتند به هر صورت و با هر تاويل و با هر تصور ، چيزى كه نزول پذير و تجدد پذير باشد ، پديده است و نمى تواند ازلى باشد . ليكن پديد ايجادى و احداثى ، پديد امرى نه خلقى . توجه : لفظ « خلق » و « مخلوق » دو كاربرد دارند : 1 - مخلوق در مقابل خالق : در اين اصطلاح ، مخلوق يعنى هر آن چه پديده است خواه پديده امرى باشد و خواه پديده خلقى . 2 - مخلوق در مقابل مُحدَث : در اين اصطلاح ، مخلوق يعنى پديده خلقى كه بر اساس قانون علّت و معلول به وجود آمده باشد ، و مقابل آن پديده امرى است . قرآن مُحدَث است و پديده خلقى نيست . زيرا اگر گفته شود قرآن پديده خلقى است ، پرسيده مىشود : خداوند قرآن را از چه چيز خلق كرد ؟ و چنين پرسشى معنائى ندارد . و اين است معناى « الْقُرْآن مُحْدَثٌ غَيْرُ مَخْلُوق » .